تبلیغات
بهشت برای تو - غم نوشت - پدر... مرگ پایان کبوتر نیست !

بهشت برای تو

.. و من "او" را دیدم با لبخندی زیبا زیر باران در بهشت .... به بهشت خوش آمدیدلطفا با یکدیگر مهربان باشید .

غم نوشت - پدر... مرگ پایان کبوتر نیست !


ای ساربان آهسته ران آرام جانم می رود 

آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود 

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاوران 

کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود !

***

آرام جانم , پدرنازنینم
21 اردیبهشت وقت اذان ظهر مظلومانه به آسمان پر کشید !

پدر عزیزم ! بهشت گوارایت !

دلم برای دستان مهربانت , برای چشمان قشنگت , برای صدای دلنشینت

دلم برای آغوش گرمت تنگ میشود , بابای خوبم ! 

----


آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست


ای داد، کس به داغ دل باغ،  دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست!!!





طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:غم نوشت - پدر،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 07:20 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



نمایش نظرات 1 تا 30