تبلیغات
بهشت برای تو

بهشت برای تو

.. و من "او" را دیدم با لبخندی زیبا زیر باران در بهشت .... به بهشت خوش آمدیدلطفا با یکدیگر مهربان باشید .

...تو

همه هیچ اند 

اگر یار ، موافق باشد!





[ یکشنبه 5 شهریور 1396 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



پس از روزها .. دوباره .

سلام رفقا . 
خوبین. خوشین ایشالا . 

هنوز هستم . بهتون سر میزنم . می بینم که شما هم سر می زنید . 

پیام می دید ... 

ممنون از همه ی  شما خوبان.

دوستتون دارم .








طبقه بندی: باران بهشت،
[ پنجشنبه 2 شهریور 1396 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



غم نوشت - پدر... مرگ پایان کبوتر نیست !


ای ساربان آهسته ران آرام جانم می رود 

آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود 

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاوران 

کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود !

***

آرام جانم , پدرنازنینم
21 اردیبهشت وقت اذان ظهر مظلومانه به آسمان پر کشید !

پدر عزیزم ! بهشت گوارایت !

دلم برای دستان مهربانت , برای چشمان قشنگت , برای صدای دلنشینت

دلم برای آغوش گرمت تنگ میشود , بابای خوبم ! 

----


آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست


ای داد، کس به داغ دل باغ،  دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست!!!





طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:غم نوشت - پدر،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 06:20 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



پدر

پدر عزیزم

روزت مبارک ! تمام روزها و شبها متبرک است به نام تو !

امروز از پشت شیشه های آی سی یو روزت رو تبریک گفتم 

از دور بوسیدمت 

آخ که چقدر دلم برای اون دستای قشنگت تنگ شده 

کاش چشماتو باز کنی پدر !

دلم بی تو خیلی سوت و کوره !

دلم تنگت شده بابای خوبم 

کاش اون چشمای قشنگت رو باز کنی !

حتی اگه روی تخت بیمارستان باشی صدای نفسهات دلمو گرم میکنه و 

دستای بی رمقت تکیه گاهم میشه !


----
* تو را من چشم در راهم !




طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:پدر+ای سی یو +دل تنگ،
[ شنبه 12 اردیبهشت 1394 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت



غم زمانه خورم یا فراق یار کشم ؟

به طاقتی که ندارم  ... !





---
* تو را من چشم در راهم !


برچسب ها:شعر زیبا+فراق یار+زمانه،
[ سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت



 حیدر بابا !

دنیا یالان دنیا دی !


-----
* تو را من چشم در راهم !





طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعرزیبا+حیدربابا+شهریار،
[ شنبه 5 اردیبهشت 1394 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت


دلی که می شود ازغصه تنگ ؛

    می ترکد !


----
* تو را من چشم در راهم !




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعر زیبا+ دلتنگ+غصه،
[ یکشنبه 30 فروردین 1394 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت-مادر



هیچکس در صبوری مثل مادر نیست .

ولادت خانم فاطمه زهرا و روز مادر مبارک!




-----
* تو را من چشم در راهم!

* یا من اسمه دواء وذکره شفاء !






طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:روزمادر +مادر +صبوری،
[ پنجشنبه 20 فروردین 1394 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت-میشه خدا ؟

میشه یه بار دیگه .. بنشینم کنارت و بوی بدنت رو از همون فاصله نفس بکشم ؟
میشه یه بار دیگه .. صدای نازنینت رو بشنوم ؟

میشه یه بار دیگه .. خنده های قشنگت دل منو ببره ؟
میشه یه بار دیگه .. به عشق دیدن تو سر از پا نشناسم ؟

میشه یه بار دیگه ..وقت دیدارمون که میشه قلبم تاب تاب بزنه و اشک شوق بیاد تو چشمام ؟
میشه یه بار دیگه ..برام قصه ی سفر هات رو تعریف کنی ؟

میشه یه بار دیگه .. با اون قد بلندت جلوی چشمای من نماز بخونی ؟
میشه یه بار دیگه .. خدا جونم به من رحم کنی ؟

اتل متل یه دختر دلواپس یه باباست 
بابای خوبم ببین نیلوفرت چه تنهاست 
دعا کنید خدایا بابا بیاد به خونه 
این خونه سوت و کوره صفای خونه باباست
 



بابایی جونم !
من تو رو به دلم قول دادم .. بد قولم نکنی هاا ؟

----
* تو را من چشم در راهم !







طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:پدر- تنهایی -،
[ شنبه 15 فروردین 1394 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت-پدر

من بی تو تنها میشم

بابای خوبم 

میشه تنهام نذاری ؟

من می ترسم از بیکسی .. بابا !




-----

* تو را من چشم در راهم !

* بیا ببین چه خسته م .. غریب و دل شکسته م !





طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:پدر+غریب + دلشکسته،
[ چهارشنبه 12 فروردین 1394 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



...تو





-------
* تو را من چشم در راهم !

*  خدا جون ...!




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعرعاشقانه +تو+بهار،
[ دوشنبه 10 فروردین 1394 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



نوروز

خدای مهربان !

دلم را به وسعت سبزی بهار سبز کن 

خدای مهربان !

سالی سرشار از شادی - سلامتی - خوشبختی و هر آنچه حال ما را خوب میکند به ما ارزانی دار.

امسال دردها و غصه ها را دور می ریزم و با بهار جوانه می زنم .

قلبم را به دست نسیم نوروزی می سپارم تا هر چه عشق و مهربانی در آن است نثار قلب نازنینت کند .

تو که باشی دلم همیشه بهار است و سرسبز !

همیشه باش ای که گرمی آغوشت باغ بهار من است !


-----
* تو را من چشم در راهم !

* جناب سال 94 لطفا" سال خوبی باش و 
بگذار تا آخر عمر با خوبی ازت یاد کنیم و بگیم یادش به خیر !

* حول حالنا الی احسن الحال !

* بابایی جون عزیزم ! کاش سال تحویل رو خونه بودی و 
 با نگاه قشنگ تو سال رو آغاز می کردیم !
اللهم صل علی محمد و آل محمد !

* راستی .. تولدم مبارک :)










طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:متن زیبا+نوروز94+ عیدتون مبارک !،
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



برای همیشه



فاصله ها هیاهو می کنند 

و صدای هق هق دل تنگی ام  


در نوسان بودن و نبودنت رنگ می بازد


کفش های رفتنت را گم می کنم


تا برای همیشه بمانی


ولی افسوس ..!


----

تو را من چشم در راهم !

* می شود برای همیشه بمانی ؟







طبقه بندی: شعر - داستان کوتاه،
برچسب ها:شعرزیبا+ همیشه +تو،
[ دوشنبه 18 اسفند 1393 ] [ 01:04 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



...



چون طفل سرتقی  که کشد مادرش به خاک 

دل خواسته تو را و برایم نمی خرند !!

----
* تو را من چشم در راهم !




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعرزیبا+سرتق+تو،
[ جمعه 1 اسفند 1393 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



... تو


مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر

سپس رها کن و برگرد .. من نمی آیم !

____
* تورامن چشم در راهم!

* لعنت به این ماه بهمن !





طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعرعاشقانه+تو+روزهای خوب،
[ یکشنبه 26 بهمن 1393 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



تو


بی آنکه ماه بتابد
باران ببارد از طرف جنگل نمور

بی آنکه گوش کند نغمه مرا
سنگ عزیز ، آن همدلِ صبور

یا ناله سر دهد از انتهای شب
جغدِ سیاهِ کور...

ساقی شود غزل
لب تر کند چگور

بی آنکه صبح بتابد
یا رعد و برق بغرد با حسی از غرور

بی آنکه سرخ شود گونه ی بهار
هر روز رو شود راز دل بلور

بودن برای لحظه ی لبخند شاد تو
کافیست مهربان

با من
در امتدادِ همین جاده ی غریب

در راه دیر و دور
همیشه تر  بمان !


نادر پناه زاده
لک لک ها
----
* تو را من چشم در راهم !

* دلم گرفته خدایا  تو دلگشایی کن 
 من آمدم به امیدت  تو هم خدایی کن !




طبقه بندی: شعر - داستان کوتاه،
برچسب ها:شعرزیبا+نادر پناه زاده+لک لک ها،
[ پنجشنبه 25 دی 1393 ] [ 01:34 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



هوای تو


فوج اثیری درناها

در باران

شعری مهاجر است

که می­گذرد

و آن صدای زمزمه ­وار

که لحظه لحظه ،

به من،

نزدیک می­شود،

آهنگ بال بال شعرم

شعرم هوای نشستن دارد.

£

شب را

تا صبح

مهمان کوچه ­های بارانی

خواهم بود

و برگ برگ دفتر غمگینم را

در باران

خواهم شست

آن گاه شعر تازه ­ام را

ـ که شعر شعرهایم خواهد بود ـ

با دست­های شاعرانه­ ی تو،

بر دفتری که خالی است

خواهم نوشت

ای نام تو تغزل دیرینم،

در باران!

یک شب هوای گریه

یک شب هوای فریاد

امشب دلم هوای تو را کرده است.


زنده یاد حسین منزوی

-----
* تو را من چشم در راهم !
* شب عاشقان بیدل ..... .






طبقه بندی: شعر - داستان کوتاه،
برچسب ها:شعر عاشقانه +حسین منزوی+تو،
[ سه شنبه 9 دی 1393 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



روزنوشت - کلاغ

پاییز امسال بیشتر از هر سالی کلاغ داشت .

من هر روز صبح با صدای غار غار کلاغها از خواب بیدار شدم 

پنجره اتاق را که باز میکردم روی پشت بام روبرو یک دسته چند نفری کلاغ می دیدم 

می نشستم به تماشایشان 

پاییز امسال صدای غار غار کلاغ خیلی برایم قشنگ تر شده بود

حس کردم که کلاغها را دوست دارم - هر چند بعضی آدمها از کلاغ بدشان می آید -

یک روز عصر توی پارک شهر نشسته بودم که کلاغ پیری از گرمای زیاد آمد و زیر فواره ی حوض وسط پارک نشست .

آنقدر بالهای خود را به آب زد که خیس خیس شد .. شد یک کلاغ آب کشیده  که از بس بالهایش سنگین شده بود نتوانست پرواز کند .

مدتی روی دیوارهای کوتاه حوض راه رفت و بالاخره سر خورد و افتاد توی آب.

کلی بهش خندیدم .  :)

کلاغ هاداشتند روی چمنها راه می رفتند و زیر شمشادهای پارک خورده ریزه های خوراکی می خوردند.

کلاغ پیر داخل حوض غار غاری کرد و چند کلاغ به سمتش آمدند و روی دیوارهای کوتاه حوض نشستند و شروع کردند غار غار کردن.

انگار به هم راه حل میدادند.

کلاغ پیر بالهایش را مقداری تکان داد و از روی همان دیوار داخل حوض خودش را کشاند لب حوض و بالاخره از حوض رفت بیرون .

بالهایش روی زمین می کشید انقدر که خیس بود و خودش بالاخره رفت زیر شمشادها کنار بقیه کلاغها .

حس کردم که آن کلاغ را دوست دارم  چرا که لبخند بر روی لبم نشانده  بود .

از کیفم بیسکویت ترد نمکی در آوردم و بردم چند تایی نزدیکشان گذاشتم .

هر کدام آمدند و یکی به منقار گرفتند و رفتند زیر شمشادها شروع کردند به عصرانه خوردن .!!

و من نگاهشان کردم و از این مهمانی لذت بردم.

آنروز هم برایشان بیسکویت گذاشتم پشت پنجره و پنجره را بستم .کلاغها آمدند و بیسکویت ها را برداشتند و رفتند پشت بام روبرو شروع کردند به خوردن .

انگار هنوز صبحانه نخورده بودند که انقدر با ولع می خوردند .

ومن نگاهشان کردم و لذت بردم .


پاییز امسالم را تو رنگارنگ کردی . تویی که هر نفست بوی گل در وجودم می پراکند و من چقدر  پاییز امسال کلاغها را بیشتر دوست داشتم .

خدای مهربان ! تو را سپاس که اینقدر زیبایی آفریدی .. تا چشم کار میکند هر گوشه زیبایی های تو را می بیند و لذت می برد و کلی حالش خوب میشود .



----

* تو را من چشم در راهم !








طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:متن زیبا+کلاغ+پارک شهر،
[ شنبه 6 دی 1393 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



... او


حتی اگر آنطور مظلومانه در عملیات کربلای چهار شهید نمی شدی 
همه به مظلومیت تو گواه میدادند.

می گفت آنروز که رفت تو در خواب کودکانه ای بودی 
وقت خداحافظی گفت پس اون کوچولوئه کجاست ؟
گفتم خوابه .. الان میرم میارمش
گفت نه . بیدارش نکنین خودم میرم 
دوباره برگشت توی خونه و بالای سرت نشست
یه کم باهات حرف زد .. لبخندی روی لبش بود و اشکی توی چشماش .

پیشانی تو رو بوسید . دستات رو گرفت و بوسید . صورتت رو ناز کرد .
انگار دلش نمی اومد نگاه ازت برداره 
گفت مادر! نگاه کن چقدر معصومانه خوابیده ..مثل یک فرشته ی کوچولو !
مادر ! بیشتر از همه مراقب این یکی باش ..وقتی بزرگ شد بهش بگو که چقدر دوستش داشتم !

می گفت : گفتم حسین جان ! چه حرفی ه ؟ وقتی بزرگ شد خودت بهش میگی ..
گفت :دلم براش تنگ میشه 
و سرش رو از من بر گردوند. تا اشکش رو نبینم!

این را که گفت دلم لرزید .گفتم نکنه اتفاقی بیفته ..گفتم خب ایندفعه رو نرو 
گفت مادر اتفاقا همین این دفعه رو باید برم .

گفتم خدا پشت و پناهت ! ولی دلم از رفتنش لرزید .
همون وقت فهمیدم که دیگه نمی بینمش!


کاش بودی برادرم .. داداش حسینم .. کاش بودی !
یادت به خیر ! 

----
* تو را من چشم در راهم!








طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:متن عاشقانه+برادر+کربلای چهار،
[ پنجشنبه 4 دی 1393 ] [ 03:26 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



یلدا


شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد !


تو بیا  ...  .



----

* تو را من چشم در راهم !

*یلدای آدمها همیشه اول دی نیست 

هر کس شبی بی یار بنشیند شبش یلداست 

*  جوجووو :)




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شب یلدا+شعر زیبا+تو،
[ یکشنبه 30 آذر 1393 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



... او

امروز عصر باز هم آمدی به یادم

میخواستم بلند شوم و از تو بنویسم 

ولی آنقدر محو عکس  نوجوانی آویخته بر دیوار خانه ام شدم که نوشتن از یادم رفت .

با خودم فکر میکردم اگر الان بودی چطوری بودی ؟

چقدر چهره ات شکسته تر شده بود ؟

چقدر صدایت مردانه تر بود ؟

چقدر هر روز مهربانی ات را به قلبم می فرستادی ؟

شاید اگر بودی اینقدر بعضی وقتها تنهایی به سراغم نمی آمد 

الان که خدارا شکر چند وقتی است تنها نیستم و مهربانی ات را از آن سوی خورشید تابان برایم می فرستی 

ولی اگر بودی حتما" حالم خیلی بهتر بود ..

میدانی ؟ بعضی وقتها آدم دلش میخواهد سرش را واقعا بگذارد روی پایت تا تو موهایش را نوازش کنی و بهش بگویی آبجی کوچولوم ! انقد خودتو واسه من لوس نکن ..

میدانی ؟ من هنوز توی درونم یک نیلو دارم که خیلی خیلی کوچک مانده است . بعضی وقتها با خودش می گوید اگر بودی بعضی وقتها بهت زنگ میزدم و می

 گفتم دلم تنگت شده و تو حتما " پشت تلفن خیلی مرا لوس میکردی و ... .

بعضی وقتها هم که دلم از روزگار می گرفت حتما " گرمی نوازشت را حس میکردم .

میدانی ؟ اگر بودی شاید بعضی وقتها هم دعوایم می کردی و من گریه می کردم و بعد ازت ممنون می شدم که مرا به خودم آوردی ..

اصلا "

اصلا " میدانی ؟ هر چه هم بنویسم که دلم خالی نمی شود 

میشود خودت بعضی وقتها بیایی و وقتی حواسم نباشد چشمهایم را بگیری و بگویی دیدی اومدم پیشت ؟

ومن جیغ بزنم و از خوشحالی از خواب بپرم؟

اصلا" خودت همیشه هوای منو داشته باش خب ؟ .. آبجی کوچولوت هستم دیگه .. دلم بعضی وقتها الکی الکی بهونه می گیره ..

مث امروز که هر چه کردم نتونستم یه ساعت بخوابم و دلم همش بهونه ی تو رو داشت ..

بعد که نگاهم رفت روی عکست یه دفعه دیدم که قلبم چقدر آرومتر شده ..

اصلا " میدونم خودت امروز یاد من کردی که من یه دفعه دلم اومد پیش تو ...

ببین عزیز دادایی م ! اصلا" خیلی دوستت دارم .. دلمم واست خیلی تنگ شده .. همین !

 شبت پر از بهشت دادایی  ! 


-----
* تو را من چشم در راهم !





طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:متن عاشقانه +بهشت +دوستت دارم،
[ دوشنبه 17 آذر 1393 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



تو

اصلا به من چه مربوط که کی بهار میشود و کی پاییز ؟ 

کی شب یلداست و  کی صبح اولین روز بهار ؟

کی باران می بارد و کی هوا آفتابی است ؟

اصلا به من چه که  هوا چرا اینقدر آلوده ست ؟

چرا اینقدر خیابانها راه بندان است ؟

اصلا مهم نیست که امروز یک ساعت تمام توی ترافیک ولیعصر ماندم و 

گفتم  من پیاده می روم و پیاده روهای سربالایی ولیعصر را با آن کمر درد تا میدان رفتم و

برگهای زرد را زیر پایم له کردم .

اصلا به من چه مربوط که مثل پاییز ندیده ها توی کوچه ی بن بست منیریه  ایستادم و یک ربع تمام توی آن هوای سرد درخت انجیری را تماشا کردم که برگهایش روی زمین ریخته بود و هنوز درخت پر از انجیر بود .

هی نگاه کردم و هی به تک تک انجیر ها خندیدم که ای انجیرهای تنبل ..  چرا یک کم تلاش نکردید که  برسید و شیرین شوید و خورده شوید ؟

حالا بمانید همانجا تک تک بر روی شاخه ها تا قشنگ سرما بخورید ..

اصلا به من چه مربوط که امروز یک ساعت به دنیال جای پارک ماشین بودیم و آخر نتوانستیم یک کفش چرم از  فردوسی بخریم و ناکام برگشتیم واحد 21 .


برای من این روزها فقط یه چیز مهم است .. 

و آ ن یک چیز آمدن توست !

آمدن تو به خانه ی دلم که آمدنت را لحظه شماری میکنم 

فقط این به من مربوط است که تو کی می آیی ؟ 

این روزها عاشقتر از همیشه ام به تو !

خدا کند وقتی تو بیایی باران هم بیاید و من زیر باران بغلت کنم !

و  زیر باران .. ببوسمت !


------

* تو را من چشم در راهم !







طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:متن عاشقانه +تو +باران،
[ جمعه 7 آذر 1393 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



تو




شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد 



 تو بیا ... .



---
* تو را من چشم در راهم !




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعر عاشقانه +شب +تو +، عشق،
[ جمعه 30 آبان 1393 ] [ 02:24 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی

و نترسیم از مرگ 

مرگ پایان کبوتر نیست، 

مرتضی پاشایی رفتنت زود بود و نابهنگام 

گرچه امروز در خاک سرد آرمیدی ولی صدایت تا ابد در دلهایمان جاری است !

آرام بخواب که آسمان امشب مست صدایت شده است ! 

مهمانی فرشته ها گوارایت !

جایت اینجا خالیست! 

------
* تورا من چشم در راهم !


* خدا جون ! میشه غم مرگ هیچ جوونی رو به دل پدر و مادرش نگذاری ..













طبقه بندی: باران بهشت،
برچسب ها:متن زیبا+مرتضی پاشایی + درد،
[ یکشنبه 25 آبان 1393 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



تو



گر سر برود ز سر هوایت نرود...



------
* تورا من چشم در راهم !




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:شعر عاشقانه +هوایت +تو،
[ چهارشنبه 21 آبان 1393 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



چای


خاطراتت 

حواس تنهاییم را 

چنان پرت میکند 

که یادم می رود 

برایت چای نریزم !


 دوست ارجمندم ماندانا پیرزاده 





طبقه بندی: شعر - داستان کوتاه،
برچسب ها:شعرزیبا+ماندانا پیرزاده+چای+خاطره،
دنبالک ها:اینجا،
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 10:19 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



عاشورا

    

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است 

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است 

مکن ای صبح طلوع !




امشب اگر یاری کنی  .. ای دیده  توفان میکنم 

آتش به دل می افکنم .. دریا به دامان میکنم







-------
* تورا من چشم در راهم !

* شب تاریک و خار راه و طفلان یتیم و ... زینب تنها !






طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:عاشوزا+شعرزیبا+سیمین بهبهانی،
[ دوشنبه 12 آبان 1393 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



تاسوعا




آسمان تکیه به دستان تو دارد ... عباس !


----
* تورامن چشم در راهم !

* امان از دل زینب !






طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:تاسوعا+آسمان+عباس،
[ دوشنبه 12 آبان 1393 ] [ 08:13 ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



تو


تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دستهایت ،

 دلتنگی ام را به باد می سپارد .

-----

* تو را من چشم در راهم !

* دلمو دست تو دادم  !

* از زندگانیم گله دارد جوانی ام

 شرمنده ی جوانی از این زندگانی ام 









طبقه بندی: شعر - داستان کوتاه،
برچسب ها:شعرعاشقانه+دلتنگی،
[ سه شنبه 6 آبان 1393 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



حسین




حسین آرام جانم 

حسین روح و روانم 


----
* تورامن چشم در راهم !




طبقه بندی: جملات وتک بیتهای زیبا،
برچسب ها:حسین+محرم،
[ یکشنبه 4 آبان 1393 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ ... ] [ نظرات() ]



.: تعداد کل صفحات 7 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]